Monday, May 30, 2005

Campaigning in earnest!

There is only so far we can go always accusing our opponents of lying, or charging them with idiocy and simple mindedness. In underestimating their intelligence, we naturally end up exactly where we are and so we go on to claim that our authoritarian rulers would be dispatched within a week if only the international community were to so will. That has been our problem for the past 27 years. Always dealing in caricatures. And we continue to pay dearly every day.
And so as we are busy engaging the latest western fads without absorbing them properly, and as we go on to mindlessly insult and belittle everyone who does not dress and think as the rest of us trendy ones -- those we poke fun at all the time continue to do what they have always done—abuse and plunder.

If all we do is to ignore our people—and I really mean the rich mosaic we have here in terms of the diversity and the multiplicity of (the often conflicting) hopes, aspirations, expectations and fears— then we end up being the ineffective opposition we have always been-- continuously projecting our own passing fancy and ending up being paralyzed due to our false hopes and illusions.

Our ruling class has never been as dumb as we think them. And they have a solid constituency they cater to shrewdly.

I would like my multilingual friends (Nema, N, Assad, et al ) to read carefully. Perhaps we can then work together to help the (normally) methodic reporters see why it is exactly that some of our less than noble right wingers with a history of participation in the multiple organs of oppression here can so effortlessly end up changing outfits and finding home in certain circles in Washington.

With the exception of the two very obvious ones, all quotations are from those in the conservative camp.
اما چهل وخورده ای که رای می دهند ودر هشت سال گذشته بالای سه بار رفته اند رای بدهند از نظرپایگاه اجتماعی جزو طبقات فرودست به شمار می روند. ودر واقع نظام را کارآمد می دانند. اینها به کاندیدایی رای می دهند که می تواند شعارهایی در خصوص حل مسائل اقتصادی شان بدهد. این قشر آگاهی سیاسی اندکی دارد. یعنی احتمالا حافظه تاریخی قوی ای هم ندارد. بنابراین به وعده جواب مثبت می دهد. مشیت گرایی هم جزو خصوصیاتش است. پس در نتیجه به حکم تکلیف و مهر شناسنامه وهزارجور چیز دیگر هم در انتخابات شرکت می کند. یعنی چه؟ یعنی پس از ۲۷سال نظام نمی تواند روی طبقه متوسط و روشنفکران وتحصیل کرده ها حساب کند.یعنی اینکه هنوز این توده ها هستند که می رانند. یعنی هنوز ... یعنی ما روی نقطه صفر حرکت می کنیم
Worse yet, such easy largess and the cost of caring often translate into contempt for the small businessman, entrepreneur, and salesperson who is supposedly illiberal because he worries that he has less disposable income and is less secure. And when you add in cracks about Wal-Mart, McDonald's, and the "Christian Right" — all the things the more cultured avoid — then the architects of a supposedly populist party seem to be ignorant of their own constituencies
Victor Davis Hanson

...در چنین وظعیتی است که کارتن خوابی ژولیده هم مجال خودنمایی پیدا میکند و میخواهد «رکورد دار سیاست ایران» شود. او تنها نیست....وقتی احزاب واقعی امکان شکل گیری و فرا رفتن از انگاره های سنتی جامعه و تلقی آن از قدرت را پیدا نمی کنند، فرومایگان اجازه عرض اندام میکنند.
داوود پنهانی ...ایران

. But if you listen to Dr. Dean and his class venom, it hardly seems comparable with how he lives or how he was brought up. John Kerry's super power boat, Teresa Kerry's numerous mansions, Arianna Huffington's gated estate, George Soros's jet, Ted Turner's ranches, Sean Penn's digs — all this and more, whether fairly or unfairly, suggest hypocrisy and insincerity

عجیب تر آن که این افراد و همفکران آنها-مدعیان اصلاحات-که امروز به دفاع از طبقات مرفه جامعه بر خاسته اند و افراد متعلق به این طبقه راتربیت یافته در خانه و اقشار متوسط و کم در آمد جامعه را برخاسته از کوچه قلمداد می کنند و اداره مملکت و حاکمیت را در شاُن مرفهان میدانند...البته حرکتهای اعوجاجی و نوسانات عجیب و غریب از ناحیه تازه به دوران رسیده ها پدیده عجیب و غریبی نیست. نو کیسه ها و تازه به دوران رسیده ها-از نوع سیاسی یا اقتصادی یا فرهنگی و رسانهای...

علیرضا ملکیان...کیهان

The Rafsanjani hope is that, come polling day, common sense will triumph over superior organisation and Blairite polling methods. "Iranians generally aren't interested in having these people [the likes of Qalibaf] run the country," Mr Vaheb said. "They require comfort, welfare, security and reform - people who have served in the military aren't used to those things."

آری 16 سال بیش وقتی مردان جهاد خسته و خاکی از جبهه ها بر می گشتند تصمیم مدیران بر آن شد که آنان
را همراه فرهنگ مجاهد شان به پادگانها بفرستند چه اینکه معتقد بودند با فرهنگ تلاش وازخود گذشتگی
نمی توان اقتصاد را بنا نمود و تنها مصرف بیشتر است که اقتصاد را رونق می بخشد . مهندسان و متخصصان مجاهد که خود را محصور در دیوارها می دیدند در چهار دیواری خود شروع به سازندگی نمودند...و اکنون که روز کارنامه است نتیجه مدیریت مدیران سایه نشین درمیدانی به وسعت ایران کارخانه های پفک نمکی، خودروهای صفر کیلومتری که بین تهران و کرج یاتاغان می سوزاند. کارخانه های دولتی که به یک دهم قیمت به خود فروخته اند و سدهایی است که آب مردم روستاهای اطراف مشهد را به شهر نشینان قاسم آباد می رسانند و بهره بانکی هجده برابرژاپن تا سرمایه ها از بازارپرخطری که برای تولید آفریدند به جیب بانکهای دولتی سرازیر شود و اینان نه با کار اقتصادی بلکه با وامهای 30 درصدی، ده برابر کشورهای اروپایی از تولید کنندگان سود بگیرند و آن را بین خود و سرمایه گذارانی که هیچ ریسکی و رانپذیرفته اند تقسیم کنند و دامداران و کشاورزان و صنعتگران به زندان ها بیفتند و از پشت میله ها سلول لوکس شهرام جزایری را نظاره گر باشند...برنامه آینده آنان خرید کارخانه های خودروسازی ورشکسته انگلیسی و برنامه آینده اینان ساخت موشک برای پرتاب سفینه به فضا است. کیست که نداند دانشمندان جوان هسته ای که با وجود افزایش مواد مضر در خونشان به هفت برابر میزان حد مجاز باز بر کار خود پای می فشردند...سخن از نظامی بودن یا غیر نظامی بودن نیست بلکه سخن از فرهنگی است که ژاپن پس از جنگ را ابر قدرت جهان ساخت....

دکتر روح اله بیننده ...راه مردم

If there were any justice in the world, we would have the ability to transport our most severe critics across time and space to plop them down on Omaha Beach or put them in an overloaded B-29 taking off from Tinian, with the crew on amphetamines to keep awake for their 15-hour mission over Tokyo. But alas, we cannot. Instead, the beneficiaries of those who sacrificed now ankle-bite their dead betters… Yet from every indication of their own behavior over the last 30 years, we suspect that the generation who came of age in the 1960s would have not just have done far worse but failed entirely.


د رجامعه ما مردمي که مردم سالاري ديني را پذيرفته اند قبول کرده اند که در اين نوع حکومت چنان نيست که همه بايدها و نبايد ها و همه احکام فردي و اجتماعي شريعت با مراجعه به آراء مردم و از طريق دموکراسي معين ومعلوم شود. مردمي که اصول اعتقادات ديني خود را عقلا پذيرفته اند مي دانند که پيامبر براي ابلاغ واجراي احکامي که از طريق وحي دريافت مي کرد به آراء عمومي مراجعه نمي کرد. علي (ع) نيز هرگز حاضر نبود آنچه را که به قرآن و ملت پيامبر باز مي گشت با مشورت با عمر و زيد تغيير دهد... اگر همه ما بر سر مفهوم و حقيقت مردم سالاري ديني اتفاق نظر و وحدت پيدا کنيم و کساني را که مي خواهند از يکسو حقيقت آسماني و درست به همين دليل انساني دين را در پاي ليبراليسم غربي قرباني کنند.
آبادگران انقلاب اسلامی

Man cannot live without light, guidance, knowledge; only through knowledge of the good can he find the good that he needs. The fundamental question, therefore, is whether men can acquire that knowledge of the good without which they cannot guide their lives individually or collectively by the unaided efforts of their natural powers, or whether they are dependent for that knowledge on Divine Revelation. No alternative is more fundamental than this: human guidance or divine guidance."

نگاه آقای مطهری در این زمینه مقداری به نگاه فیلسوفان کلاسیک نزدیک بود و عدالت و حتی مفاهیمی مانند آزادی را به حق طبیعی متصل می ساخت و این قائل شدن به حق طبیعی شاید از نوآوریهای مرحوم آقای مطهری است که توانست حق طبیعی را در تفکر اسلامی معنا کند. من متفکر دیگری را در سنت اسلامی ندیده ام که این گونه سخن بگوید؛ بلکه در غرب هابز و لاک این گونه حرف زده اند منتها این دو سخن فرق می کنند. حق طبیعی نزد مرحوم مطهری به شرع محدود نمی شود بلکه آن را بر خاسته از دستگاه خلقت و طبیعت می داند. یعنی قبل از شرع چون انسان در دستگاه خلعت حضور داشته است دارای استعداد هایی است و مقابل هر استعدادی حقی است ...پس ما دارای منظومه ای از حقوق می شویم که اسمش را حقوق طبیعی یا فطری می گذاریم.
لاریجانی....گفت و گوی شرق

Liberal relativism has its roots in the natural right tradition of tolerance or in the notion that everyone has a natural right to the pursuit of happiness as he understands happiness; but in itself it is a seminary of intolerance

علت اینکه در غرب میان آزادی فکر و آزادی عقیده تفاوت نمی گذارند این است که آنها غایت گرا نیستند. آنها می گویند انسان باید زندگی خوش داشته باشد نه زندگی خوب بکند. اما آقای مطهری بر خلاف آنها معتقد به زندگی کردن یعنی هر کاری دلت می خواهد بکن و به چیزی پایبند نباش. ..
مشاركت مردم در عرصه هاي اقتصادي هم پايداري اقتصادي ايجاد مي كند.مشكل سرمايه داري هم اين است كه سرمايه را در دست عده اي خاص حبس مي كند. اين امر با مشاركت عامه تنافر دارد. در واقع تئوري اسلام هم تئوري فقر نيست بلكه تئوري زندگي خوب است اما اين زندگي خوب تنها يك مدل ندارد

The specific political distinction to which
political actions and motives can be reduced
is that between friend and enemy…
friend and enemy concepts are
to be understood in their concrete
and existential sense, not as symbols
or metaphors, not mixed and
weakened by economic, moral, and
other conceptions, least of all in a
private-individualistic sense as a
psychological expression of private
emotions and tendencies …

The enemy is not merely any
competitor or just any partner of a
conflict in general. He is also not the
private adversary whom one hates.
An enemy exists only when, at least
potentially, one fighting collectivity
of people confronts a similar
collectivity. The enemy is solely the
public enemy…

political thought and political instinct
prove themselves theoretically and
practically in the ability to
distinguish friend and enemy. The
high points of politics are
simultaneously the moments in
which the enemy is, in concrete
clarity, recognized as the enemy

Carl Schmitt

يا کساني را که ميخواهند به نام دين، مردم را از حاکميت بر سرنوشت خود باز دارند طرد کنيم و با طرد آنان مانع جدايي دين از سياست شويم، مي توانيم پيرو راهي باشيم که امام عزيز ما پيش پاي ما نهاد ودر آن راه ما را رهبري کرد. همين جاست که ملاک خودي وغير خودي معلوم و مشخص مي شود. ..این تفکيک خودي از غيرخودي که رهبر معظم انقلاب مطرح کردند سخن درست وروشني است بشرط آنکه درست فهميده شود. مي توان گفت: همه کسانيکه به مفهوم مردمسالاري ديني با همه لوازم و شرايطي که اين مفهوم منطقا دارد معتقدند خودي هستند و کساني که آن را نمي پذيرند غير خودي ...غيرخودي دانستن بعضي اشخاصو گروه ها البته به معني محروم کردن آنان از حقوق مسلم شهروندي و اعمال تبعيض و بي حرمتي در حق آنان نيست. اين سخن رهبر معظم انقلاب در باره خودي و غيرخودي همان سخن امام راحل است، آنجا که فرمود: «من در ميان شماباشم يا نباشم به شما وصيت و سفارش مي کنم نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد.
آبادگران انقلاب اسلامی

Holland is now in the grips of violent reaction. Mosques and religious schools are firebombed. Emergency legislation granting new intrusive powers to security services has been enabled. The Dutch are groping for a "solution," but they are still ducking the real problem, which, to their consternation, we are dealing with more effectively and far more self-confidently. "The multicultural crisis," Magdi Allam wisely reminds us, "should teach us that only a West with a strong religious, cultural and moral identity can challenge and open itself to the 'others' in a constructive and peaceful way. And that the goal must be a system of shared values within a common identity."

The Dutch — like every other European society I know — were unwilling to recognize that they had potentially lethal enemies within, and that it was necessary to impose the rules of civil behavior on everyone within their domain

That's what happens when a culture is relativised to the point of suicide. As Daniel Patrick Moynihan once remarked of an American politician, "he can longer distinguish between our friends and our enemies, and so he has ended by adopting our enemies' view of the world." This has now befallen Europe, which cannot distinguish between free societies — their natural friends — like the United States and Israel, and has ended by embracing enemies such as the radical Islamist regimes and elevating Yasser Arafat to near beatific stature.

محسن رضايي ادامه داد: در صورت پيروزي در انتخابات و تشكيل دولت، با شناسايي نخبگان در حوزه‌‌هاي مختلف، نسبت به تشكيل دولت سايه، اقدام خواهم كرد.وي همچنين توضيح داد: در دولت سايه از نظريات، ديدگاه‌ها، انتقادها و پيشنهادهاي نخبگاني كه امكان حضور آنان به هر دليل در دولت اصلي وجود ندارد،‌ به عنوان مكانيزمي براي اصلاح مستمر عملكرد قوه مجريه، استفاده خواهد شد.رضايي افزود: حكومت به جاي آن‌كه نخبگان خارج از قدرت را به عنوان اپوزيسيون تلقي كرده، سعي كند يا به صورت حذفي و رويكرد امنيتي و قضائي با آنان برخورد كند يا آنان را غيرخودي تلقي كرده و بايكوت كند...

مساله دوم حکومت ایرانی یک حکومت مستقر است. حکومت در ایران مثل یک اسب زین کرده است و خیلی راحت هم می شود اداره شود ...اما متاسفانه پدیده های ساده مثل قتلهای زنجیره ای و کوی دانشگاه پیش آمد و علل آن کشف نشد اما دولت آینده باید اولین کاری را که در همان اول پیگیری کند روشن کردن این مسایل است.

محسن رضایی ... عصر اقتصاد
او {لاریجانی} که تحت عنوان کاندیدای نهایی شورای هماهنگی در قم سخن می گفت ادامه داد: اگر دولت ضعیف نباشد قتل زنجیره ای
در آن رخ نمی دهد. لاریجانی مشکل عمده کشور را بی بند و باری، بد حجابی و ریخت و پاش دانست....

فرهنگ آشتی

سوال : حقوق بشر يكي از قضايايي مطرح در ايران است كه آقاي شاهرودي نیز در مورد آن خيلي اقدامات كرده و انتقاداتی را مطرح کرده است .حالا شما فكر مي‌كنيد تا چه حد اين انتقادات جا دارد؟

به نظرم اين انتقادات نشان مي‌دهد كه دولت در بعضي از زمينه‌ها ضعيف عمل كرده است. يعني نقض حقوق بشر معلول ضعف دولت است .يك دولت قوي اجازه نمي‌دهد در زير مجموعه‌اش اشكالات اين‌گونه وجود داشته باشد ....
مصاحبه دكتر لاريجاني با دو یچه وله آلمان

به نظر یکی از روشنفکران ایرانی، تفاوت تمدن غرب با ما ایرانی‌ها در این است که غربی‌ها همیشه «بحران» را مرکز تفکر خود قرارداده اند و همیشه از بحران‌های جامعه و تمدن خود صحبت کرده و می کنند. این شیوه‌ی تفکر از زمان افلاطون شروع شده و تا كنون ادامه دارد. هشدارهای فروپاشی جوامع و تمدن غربی یکی از محورهای اصلی تفکر غربی است، ولیکن همین تفکر درباره‌ی بحران و فروپاشی، راه‌های برون رفت از بحران را هم به غربیان می شناساند. اما ما ایرانیان بحران‌های خود را نمی شناسیم. آنهایی را هم که می شناسیم انکار می کنیم
اولاً؛ دچار «بحران افتخار ملی» هستیم. اگر تعارف را کنار بگذاریم غرور ملی ما شکسته می شود، ما گرفتار این بحران بزرگ هستیم که نمی توانیم به وضعیت و جایگاه خود در عرصه بین المللی افتخار کنیم...

اگر بخاهیم دموکراسی را در ایران نهادینه کنیم باید یک فرد مقتدر سیاسی-نظامی انتخاب شود

محسن رضایی ... ایران

اگر از من سوال شود بزرگترين نقص اين دولت چه بوده مي‌گويم كارآمدي آن از لحاظ عملي قدري پايين است و اين نقص بايد در آينده جبران شود... بايد موضوع را متناسب با شرايط درك كرد و شجاعت تصميم‌گيري و تاثير‌گذاري داشت


"Nothing in life is so exhilarating as to be shot at without result," Churchill quipped.This week millions of Republicans know just what he was talking about.

But true statesmanship, and the landmark achievements that attend it, demand something more. L'audace, toujours l'audace, said Danton.
William Kristol

1 comment:

Anonymous said...

Great entry. Looking forward to the next one.